نظر علي الطالقاني

117

كاشف الأسرار ( فارسى )

باشد هر كس هر چه بفهمد به همان فهم خود خدا را عبادت نمايد ، و يا گويند چون حسن و قبح عقلى نيست پس خدا را نه پيغمبرى ضرور است و نه شرعى و نه عبادتى . و اللّه پيغمبر را بر فرض نبودن حسن و قبح بدون شرع ، هيچ جواب نماند . اگر گويد حسن و قبح شرعى كه هست ، گويند : ثبّت الارض ثمّ انقش . 14 و اگر گويد معجزه آورده‌ام يا شريعت آورده‌ام يا من پيغمبرم و اينها بايد باشد ، همان جواب او را كافى است . و اينها همه العياذ باللّه عبث و باطل و بىربط باشد ، تعالى اللّه و حججه عن ذلك علوّا كبيرا . و علماء ما ( قدّس سرهم ) در اين مقام همين قدر فرموده‌اند كه بدون وجوب عقلى توانند گفت بر ما واجب نيست كه نظر به معجزهء تو نمائيم تا به واسطه نظر كردن پيغمبرى تو ثابت شود و به ثبوت او وجوب اطاعت تو ثابت شود . و اين فرمايش موهم است كه از جهات ديگر نتوانند سخن گفت و لكن شأن ايشان اجلّ از اين است اگر چه از براى رسوائى معاندين در نزد هر عوام و خواص و ديندار و بىدين ساير جهاتى كه اشاره شد هم مىفرمودند بسيار خوب بود . لكن چه چيد ميوهء اشجار را كسى * بگذارد از براى عقب‌ماندگان بسى خداوند ان شاء اللّه ما را به فضل و كرم در سلك ايشان شمارد . فصل چهارم در بيان شناختن پيغمبر ما محمّد بن عبد اللّه ( ص ) . اگر چه به همان بزرگوار ، از نمايش اين گفتار خجل و شرمسارم ، هر كه بگويد مىخواهم اثبات آفتاب نمايم ، هرآينه جاى خجالت و شرمسارى است . اگر ماهى بگويد بيائيد شما را به آب رسانم ، همانا مستحقّ ملامت و بىاعتنائى است . لكن خواستم اظهار اعتقاد نمايم و امروز براى فردا برادران ايمانى را شاهد گيرم و اسم مبارك او را مايهء قبول سخنان نامقبول خود نمايم . آن كه در حقّ جمالش خدا لَعَمْرُكَ 15 فرمايد پس بندگان چه گويند ؟ و آن كه ولىّ اللّه مطلق در شأن جلالش انا عبد من عبيد محمّد ( ص ) 16 بر زبان راند ديگران چه جويند ؟ ز آب روى تو اين آبرو نكرد عيان * وليك ، آب ز روى تو آبروى جهان پس تيمّنا و تشرّفا گوئيم شكّى نيست كه بهتر و مهتر عالم و آدم حضرت خاتم محمّد بن عبد اللّه ( ص ) ادّعاء نبوّت و رسالت نمود و زياده از معجزات همهء پيغمبران ( ع )